• امروز : سه‌شنبه, ۳ شهریور , ۱۴۰۵
  • برابر با : Tuesday - 25 August - 2026
کل اخبار 47990
0

ایستادگی سه مرد در مرز جلفا برای ایران

  • کد خبر : 372174
  • ۰۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۷
ایستادگی سه مرد در مرز جلفا برای ایران
سوم شهریور ۱۳۲۰، مرز جلفا ایستگاهِ آخرِ سربازانی بود که تن به تسلیم ندادند؛ امروز، نه فقط مزار این سه شهید، که سکوتِ حاکم بر این نقطه از مرز، گویاترین شاهد برای آن روز است؛ روزی که ایران در آتشِ اشغال سوخت، اما شرافتِ مرزبانانش در خاکِ جلفا مانا شد.

به گزارش سایه آنلاین، اینجا جلفاست؛ جایی که ارس بی‌وقفه می‌خروشد و پرچم ایران در باد می‌رقصد، اما پشت این آرامش، قصه سه مرد پنهان است که سوم شهریور ۱۳۲۰ در برابر نیروهای شوروی ایستادند و دیگر به خانه برنگشتند؛ مصیب محمدی، میرمحمد راثی هاشمی و عبدالله شهریاری باسمنج، سه مرزبانی که جان دادند تا مرز بماند و امروز، نزدیک به ۸۵ سال بعد، سردیس‌هایشان همچنان رو به ایران ایستاده است.

خروش ارس با همه آرامشی که دارد، آدم را هوایی می‌کند که در این گرمای تابستان بزند به دل جاده و راهی نقطه صفر مرزی شود؛ راهی مرز جلفا، یادگار ماندگار مردمانی استوار.از تبریز راه می‌افتیم، جاده پردرخت به سمت مرند را پشت سر می‌گذاریم و بعد، میان کوه‌ها و تونل‌های مسیر، راه جلفا را در پیش می‌گیریم. هرچه جلوتر می‌رویم، کوه‌ها نزدیک‌تر و نشانه‌های مرز آشکارتر می‌شوند. ورودی جلفا سرشار از فروشگاه‌های رنگارنگی است که هزاران مسافر را تا این نقطه آرام ایران‌زمین کشانده‌اند. آن‌سوی شهر جلفا، مسیر راه‌آهن قدیمی ما را به سوی پل فلزی و حاشیه ارس می‌برد.اینجا نقطه صفر مرزی است؛ جایی که ارس با خروش همیشگی‌اش مرز را ترسیم می‌کند و آن سوی رود، سرزمینی دیگر آغاز می‌شود.در نخستین نگاه، چیزی بیش از یک پل قدیمی، یک پست نگهبانی مرزی و محوطه‌ای کوچک به چشم نمی‌آید؛ جلوتر، سه یادمان سفیدرنگ قرار گرفته‌اند و سردیس‌های طلایی سه مرزبان ایرانی از میان آنها سر برآورده‌اند؛ سه مرد و یک سرزمین.
کمی آن‌سوتر، نقشه برجسته و ایستاده ایران‌زمین قرار دارد؛ پشت به ارس و رو به کسانی که در کنارش می‌ایستند.تصویر ساده و زیبایی است؛ هم‌راستای ارس، رو به ایران، انگار پشتگرمی مردمانی که در نقطه صفر مرزی ایستاده‌اند.مردم در کنار همین نقشه می‌ایستند، عکس می‌گیرند و با آرامش به رودخانه نگاه می‌کنند. پدر و مادری دست کودکشان را می‌گیرند، جوانی کنار سردیس‌ها قاب عکسش را تنظیم می‌کند و چند نفر روی ریل قدیمی راه‌آهن می‌ایستند تا ارس پشت سرشان دیده شود.اینجا، در نقطه صفر مرزی، پشت مردم به ایران گرم است.
گرمای جلفا، خنکای ارسآفتاب جلفا تند است. چند دقیقه که از خودرو پیاده می‌شویم، گرما خودش را نشان می‌دهد؛ عرق روی پیشانی می‌نشیند و سایه‌ها غنیمت می‌شوند. با این حال، رفت‌وآمد در محوطه قطع نمی‌شود.دور تا دور یادمان‌ها را بوته‌های یاس زرد گرفته‌اند و عطرشان با هوای گرم مرزی درهم می‌آمیزد. بچه‌ای میان محوطه می‌دود، خانواده‌ای مشغول عکس گرفتن است و سربازان پاسگاه مرزی، هر از گاهی پاسخ پرسش بازدیدکنندگان را می‌دهند.چند کودک کنجکاوتر هم راه برج مراقبت را پیدا کرده‌اند و از پله‌ها بالا می‌روند که صدای سرباز جوان از پایین بلند می‌شود: «بیایید پایین!»بچه‌ها می‌خندند و برمی‌گردند.تاریخ در اینجا، برخلاف بسیاری از یادمان‌ها، پشت دیوار و شیشه نمانده است؛ در میان زندگی روزمره جریان دارد. سه سردیس، سه مرد، یک سرزمینروی سه یادمان، نام مصیب محمدی، میرمحمد راثی هاشمی و عبدالله شهریاری باسمنج ثبت شده است؛ سه مرزبان که سوم شهریور ۱۳۲۰ همین‌جا در برابر نیروهای شوروی ایستادند و جان باختند.آن روز، نیروهای شوروی از مسیر جلفا وارد خاک ایران شدند. دستور ترک مخاصمه و عدم مقاومت به پاسگاه‌های مرزی ابلاغ شده بود، اما این سه نفر تصمیم گرفتند در مواضع خود بمانند.نبردی نابرابر در حوالی پل شکل گرفت و سرانجام هر سه به شهادت رسیدند.امروز، نزدیک به ۸۵ سال بعد، پل هنوز پابرجاست، ریل قدیمی هنوز در امتداد مسیر دیده می‌شود و سه سردیس طلایی همچنان رو به سرزمین خود ایستاده‌اند.
قصه‌ای سرشار از نام‌های ناشناخته
پژوهش‌های ولی راعی شجاعی و عبدالله عسگری حقی، از پژوهشگران تاریخ و فرهنگ جلفا، نشان می‌دهد که روایت مقاومت در سوم شهریور در این منطقه به سه مرزبان پل فلزی محدود نمی‌شود.در امتداد ارس و در پاسگاه‌های منطقه نیز مردان دیگری در برابر نیروهای مهاجم ایستادند و جان باختند؛ از جمله عبدالعلی نعمتی معروف به «میرزا علی»، علی جعفری یالقورآغاجی و حسن ساطری و شماری دیگر از نیروهای مرزی و انتظامی.برخی از این نام‌ها در گذر زمان کمرنگ شده‌اند و حتی مزارهایی با عنوان «سرباز غریب» در منطقه باقی مانده است.ارس شاهد همه این رفتن‌ها بوده؛ رودخانه‌ای که از کنار این خاک گذشته و هنوز می‌گذرد.اینجا نقطه صفر مرزی، اینجا ایران استکمی دورتر از سه مزار می‌ایستیم و دوباره به نقشه ایران نگاه می‌کنیم. پشت آن، ارس جاری است و روبه‌رو، مردم ایستاده‌اند؛ خانواده‌ها، کودکان، جوان‌هایی که آمده‌اند عکس بگیرند و مسافرانی که می‌خواهند چند دقیقه‌ای در این نقطه بمانند.امنیت و آرامش امروز اینجا شاید عادی به نظر برسد؛ اینکه بتوانی در نقطه صفر مرزی از خودرو پیاده شوی، کنار نقشه کشورت بایستی، خروش ارس را تماشا کنی، کنار مزار سه سرباز ادای احترام کنی و بعد دوباره راهت را در پیش بگیری.همین آرامش، حاصل تاریخی است که پیش از ما گذشته است.
سه مرد در همین حوالی، یک صبح شهریوری ایستادند و دیگر به خانه برنگشتند. امروز ما با پشتگرمی به همین سرزمین، در آرامش کنار مرز می‌ایستیم و به رودخانه نگاه می‌کنیم.نزدیک غروب است. گرمای جلفا آرام‌آرام فروکش کرده و نسیم خنک ارس در محوطه می‌پیچد. صدای رودخانه رساتر شده و پرچم ایران، کمی آن‌سوتر، در باد به اهتزاز درآمده است؛ سرخ و سفید و سبز، درست در جایی که مرز را پیچ‌وخم شاعرانه ارس تعریف می‌کند.چند نفر هنوز کنار مزارها ایستاده‌اند. کودکی دست پدرش را گرفته و پیش از رفتن، آخرین نگاه را به سردیس‌های سه سرباز می‌اندازد. مردی سالخورده، در واپسین تابش سرخ خورشید، از سردیس‌ها عکس می‌گیرد و یکی آرام می‌خواند: «از خون جوانان وطن لاله دمیده…»
چشم که از مزارها می‌گیریم، پرچم در باد است و پشت سرش ارس؛ همان رودی که از دیرباز همپای این خاک مهربان و کهنسال می‌گذرد و شاهد آمدن و رفتن نسل‌هاست. آرامش نقطه صفر مرزی، تماشای رودخانه و تکیه دادن به خاک میهن، مدیون جان‌های روشن و رشادت‌هایی است که یک روز در همین حوالی ایستادند و دیگر برنگشتند.
سه مرزبان و هزاران مرزبان گمنام دیگر رفتند، پرچم ماند؛پل ماند، ارس ماند و ایران ماند.و حالا در واپسین روشنای روز، پرچم ایران بر فراز این مرز در باد می‌رقصد؛ گویی هنوز روایت آن مردان را برای رودخانه می‌گوید، برای کوه‌های استوار جلفا و برای هر رهگذری که از اینجا می‌گذرد؛ یادآوری می‌کند که این خاک، خانه ماست.صدایی روی پل، زمزمه‌کنان می‌خواند:«ما برای آن که ایران، خانه ی خوبان شود، رنجِ دوران برده ایم…ما برای آن که ایران، گوهری تابان شود، خون دل ها؛ خورده ایم…»شب می‌رسد و ارس همچنان می‌خروشد.
لینک کوتاه : https://sayehonline.ir/?p=372174
  • نویسنده : فرینوش اکبرزاده
  • ارسال توسط :
  • منبع : فارس
  • 1 بازدید

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.

Translate »